دسته بندی: فوتبال ايران ، نوستالژي ها تاریخ: ۱۵:۴۵:۵۴ ۱۳۹۵/۰۲/۱۷
سایز متن:
+ -

اولین فدراسیون فوتبال در ایران در زمستان سال 1325 تاسیس شد.

 

به گزارش کاپ، قبل از آن در انجمن ملی تربیت بدنی و پیشاهنگی دایره هایی به اسم دایره فوتبال وجود داشت که مسوول آن همان دکتر خرسند علی کنی بود مردی که بعدها رییس اولین فدراسیون رسمی فوتبال در ایران بود. به هرحال بعد از کنی در سال 1329 هدایت الله گیلانشاه که فرمانده نیروی هوایی بود رییس فدراسیون فوتبال شد. از سال 41 تا 42 هم که کشور در التهاب سیاسی دست و پا می زد فوتبال هم مثل بسیاری از مسایل اجتماعی دیگر بی اهمیت شده شد. نه مسابقات فعالی در کشور وجود داشت و نه تیم ملی فوتبال مشخصی داشتیم. در آن دوران دوبار حسین سیاسی و دوبار محسن حداد ریاست فدراسیون فوتبال را برعهده داشتند. طی سال های 42 علی کنی بود که اداره فوتبال را برای اولین بار در دست گرفت.

 

 پسرخاله شاه یا رییس فدراسیون؟

با آمدن حسینعلی مبشر به فدراسیون فوتبال تحت عنوان رییس میزان توجه به فدراسیون قدری بالا رفت به هرحال مبشر، پسرخاله ناتنی محمدرضا شاه محسوب می شد. بعد از مبشر سرتیپ مصطفی مکری در سال 37 و ذبیح الله خبیری در سال 39 و بالاخره حسین سرودی در سال 40 رییس فدراسیون شدند.

 

 دوره مدیریت های دوم

 دهه 40 دهه مدیریت های دوره دوم بود. مبشر در سال 41، سرودی در سال 45 و مکری در سال 46 برای دومین بار رییس فدراسیون فوتبال شدند. در سال 51 کامبیز آتابای، آجودان سابق دربار رییس فدراسیون شد و این مسوولیت را تا سال 57 برعهده داشت.

 

13 رییس در 19 سال!

 عزل و نصب روسای فدراسیون از سال 57 تا سال 76 یعنی طی 19 سال زیر نظر سازمان تربیت بدنی بود و در این دوران 19 ساله، ناصر نوآموز و حسین آبشناسان هرکدام دو بار و هادی طاووسی، حسین راغفر، بهروز صحابه، نصرالله سجادی، علی محمد مرتضوی، محمد پهلوان، محمد صفی زاده،  امیر عابدینی و داریوش مصطفوی هرکدام یک بار رییس شدند.

 

 

آخرین رییس انتصابی فوتبال

آخرین رییس انتصابی فوتبال محسن صفایی فراهانی بود، از آن پس روسای فدراسیون با انتخاب بر مدیریت فوتبال جلوس کردند. یک بار صفایی فراهانی و بعد از او دادکان و کفاشیان در این شکل انتخاب شدند. کیومرث هاشمی به عنوان رییس موقت و صفایی فراهانی منصوب فیفا در دوران فدراسیون کمیته انتقالی یک بار اداره فوتبال را در دست گرفتند. کفاشیان هم با گذراندن دو دوره 4 ساله، رکورددار حضور در فدراسیون به عنوان رییس است. با هم مروری داریم بر وقایع مهمی که در ادوار مختلف بر روسای فدراسیون گذشت.

 *****

خدا را شکر، رفت

سرتیپ مکری، نوه مرحوم عزیزخان (1300-1382) اصولا آدم قاطع و محکمی بود. تصمیم های او معمولا تصمیم های درستی بود اما از آنجا که آن مرحوم  اصولا به مشورت و مدیریت عمومی اعتقادی نداشت همه تصمیم ها را یک جا گرفته و وقعی به نظر دیگران نمی گذشت. به همین خاطر وقتی او درسال 39 از مدیریت فدراسیون برکنار شد. همه به خصوص مطبوعات و موکدا کیهان ورزشی شکرگزاری را آغاز کردند. آنها مدیری را ترجیح می دادند که حتی برای انتقاد رسانه ها چشمگیر باشند. به هرحال مدیریت نشریه ای مثل کیهان ورزشی در آن مقطع آن قدر قوی و تاثیرگذار بود که خود را در حکم مدیریت ورزش می دانست. در آن مقطع برخی از جام های بسیار مهم ورزش با نظر کیهان ورزشی برگزار شده و به طور اختصاصی روی جام مربوط نام کیهان ورزشی گذاشته می شد.

 

آغازگر لیگ فوتبال

مکری لیگ فوتبال را پایه گذاشت و مسابقات قهرمانی کشور به صورت شهری و استانی را تعطیل کرد مربیان خارجی مثل رایکوف و ایگورنتو را سرمربی تیم ملی کرد  همچنین جام بین المللی دوستی و کوروش را در ایران برگزار  کرد در دوران او، تیم ملی دوبار قهرمان جام ملت ها شد و یک بار به المپیک صعود کرد. ساخت ورزشگاه بزرگ غرب تهران – ورزشگاه آزادی فعلی- در دوران مدیریت او بود که به پایان رسید. مکری مستبد بود، اما اکثر تصمیم هایی که گرفت تصمیم هایی درستی بود. هرکس رو در روی او می ایستاد محکوم به فنا بود و نامش از فوتبال ملی حذف می شد. بر همین اساس دارایی، تهرانجوان و کیان در دوران مدیریت او مورد انتقاد و جریمه واقع شده  ودر نهایت حذف شدند.

 

موفق ترین رییس

کامبیز آتابای، در سال های دهه 50 رییس فدراسیون فوتبال شد. در آستانه جام جهانی 1978 پاداشی را برای ملی پوشان در نظر گرفت که اکثر این پاداش ها بعد از انقلاب اسلامی به یاران تیم ملی پرداخت شد. تشکیلات اداری و  اجرایی فدراسیون زمان آتابی کامل و دقیق بود همچنین احکام انضباطی و  تنبیهی هم کامل و موجه بود. در دوران مدیریت او، تقویم لیگ تقریبا همیشه ثابت و لازم الاجرا بود. آتابای مستبد بود. اما نه به معنایی مثل «خودرای» بودن بلکه به خاطر نوع اعمال قدرتی که در تصمیم های مدیریتی اش داشت. او در آستانه جام جهانی 1978 تمرینات تیم ملی را پادگانی برگزار کرد و بازیکنان را حتی در روز 13 نوروز سال 57 برای حضور کنار خانواده هایشان آزاد نگذاشت. در هر حال در دوران او بود که فوتبال ایران طعم حضور در جام جهانی، المپیک، جام جهانی جوانان و قهرمانی در تمامی تورنمنت های آسیایی را تجربه کرد.

 

مخترع طرح 27 ساله ها

بعد از انقلاب عملکرد حسین آبشناسان، خودرایی در مدیریت را به ذهن متبادر می سازد. طرح عجیب 27 ساله ها در ورزش و فوتبال منطقه ای به رغم انتقادهای بسیار جامعه ورزش کاملا در حال اجرا بود که به خاطر تغییر در ساختار مدیریتی ورزش این تصمیمات کلا عقیم ماند. آبشناسان آنقدر در مدیریتش یک تنه کار می کرد که در بازی های آسیایی 1982 دهلی نو  حتی حکم سرمربیگری تیم ملی را هم به نام خودش زد تا اولین رییس فدراسیون فوتبال ایران باشد که همزمان سرمربی تیم ملی فوتبال بوده است.

 

شرط گذاری سخت پهلوان

در دهه 60 انفاق جالبی در فوتبال ایران رخ داد. مرحوم پرویز دهداری و کادر فنی تیم ملی و 14 ملی پوش در جریان بازی های آسیایی 1986 سئول با هم دچار اختلاف شدند. اختلافی که منجر به استعفای 14 ملی پوش از تیم ملی شد.

علی محمد مرتضوی رییس وقت فدراسیون فوتبال تلاش بسیار داشت تا این موضوع را حل کند. او کار را تا جایی پیش برد که سرمربی تیم ملی را کنار گذاشت و در 2 مقطع از وجود منصور امیر آصفی و محمود یاوری بهره برد تا مساله حل شود اما مسوولان سازمان برای آنکه تغییری در نظام تیم ملی تازه جوان شده ایجاد شود. مرتضوی را برکنار کردند. پهلوان جای مرتضوی را گرفت و دو سال تمام با اصرار بسیار بر روی تصمیماتش، استبداد رای خود را به نمایش گذاشت. قید معذرت خواهی  کتبی برای هریک از 14 ملی پوش که قصد بازگشت به تیم ملی را داشتند، حفظ پرویز دهداری در هر شرایط، تشکیل دادن فهرست سیاهی از بازیکنان ملی و عدم دعوت آنها به تیم ملی حتی در شرایطی که جزو مستعفیان هم نبودند و ...  حتی وقتی به جای دهداری مهدی مناجاتی سرمربی تیم ملی شد، باز هم پهلوان بود که نگذاشت یاران مستعفی دوباره به تیم ملی فوتبال برگردند.

 

سرسخت و اخمو

صفایی فراهانی هم یکی از سرسخت ترین روسای تاریخ فدراسیون فوتبال بود که دوره مدیریتش هرچند فوتبال را در امر سخت افزاری، لجستیکی و تشکیلاتی قدرتمند کرد. اما در عرصه نظام اداری و امور فنی، او با شیوه مدیریتی آزمون و خطا، کارش را به سامان رساند. قدرت سیاسی ویژه صفایی فراهانی برخی از امور را در عرصه نظام مشورتی مدیریت فوتبال، کم سو و کم اثر جلوه می داد. رفتار دادکان هم تا حدودی پررنگ شده رفتار صفایی فراهانی بود. دادکان بیشتر در رفتار اجتماعی خود رای بود، نه در تصمیم های مدیریتی کلان دادکان انتقادپذیر نبود، اما کارش در امر مدیریت کلاسیک و سازمانی قابل دفاع بود و شیوه بهره مندی اواز مشاوره های کارساز هم شیوه ای نمونه بود.

 


همچنین بخوانید
دیدگاه شما

تصویر امنیتی بالا را به صورت عددی وارد کنید
کد امنیتی صحیح نمی باشد.
دیدگاه شما بعد از تایید مدیریت نمایش داده خواهد شد.